فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

412

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

است سراسر شهر به جنبش درآمد و همه معتقد بودند كه ايرانيان همان شب به شهر حمله خواهند كرد . حوالى دو ساعت از شب گذشته يكى از خدمهء سفير به نام آنتونيو تاوار « 253 » دوان‌دوان نزد عاليجناب آمد و گفت هم‌اكنون در نزديكى دژ دو عرب نزد حاكم آمده چنين خبرى آوردند و اكنون سراسر شهر دچار اضطراب است و افزود كه حاكم نيز بلافاصله به پادشاه هرمز و قاضى شهر خبر داده است كه بايد به دژ نقل مكان كنند و تا هم‌اكنون عده‌اى خود را به درون دژ كشيده‌اند . در همين موقع دو سه نفر از اهالى شهر نيز ترسان و لرزان نزد سفير آمده همين خبر را تكرار كردند . چون تا اين زمان در اين باره از طرف حاكم كوچكترين خبرى به سفير داده نشده بود ، وى براى كشف علت واقعى اين بىنظمى و اختلال بوسيلهء همين آنتونيو تاوار به حاكم پيغام داد كه واقعيت را به وى خبر دهد و به وى گوشزد كرد كه نبايد اجازه دهد نه شاه و نه هيچكس ديگر به دژ نقل مكان كنند . زيرا اين امر موجب خواهد شد كه شهر به كلى خالى از سكنه شود . اما پيغام برنده حاكم هرمز را چنان سرگردان و آشفته ديد كه نتوانست جواب درستى از وى دريافت كند و بدين ترتيب بدون هيچگونه پاسخ اطمينان‌بخشى نزد سفير بازگشت . بىنظمى و اختلال هرلحظه در شهر رو به تزايد بود زيرا مردم خبر شده بودند كه شاه و قاضى به دژ نقل مكان كرده‌اند و عنقريب گروه ديگرى نيز بدانها خواهند پيوست . بخصوص گروهى از زنان شهر با موى پريشان در كوچه‌ها به راه افتاده با صدائى چنان بلند شيون مىكردند كه گفتى دشمن بر شهر تسلط يافته است . سفير يادداشتى به حاكم نوشته درخواست و استغاثه كرد كه به علت اختلالى كه در شهر توليد خواهد شد اجازه ندهد هيچكس خانه‌اش را ترك كند . زيرا اگر سر و صدائى كه راه افتاده است حقيقت داشته باشد با اين ترتيب شهر به كلى و بدون قيد و شرط در اختيار دشمن قرار گرفته غارت و ويران خواهد شد و در آن صورت دژ و پناهندگان نيز از دست خواهند رفت و جز

--> ( 253 ) Antonio Tavar